2.81 K  258
The Ways
Asemoone Azar
the ways lahzeye berahneh asemoone azar
 
هر روز هر شب کنج تاریک اتاقش
تو طبقه ششم آپارتمان
دور ترین مجتمع این شهر
میریزه خاطرات تلخش و از
پنجره بیرون اما دیوارا پرده ی سینمان واسه
رسوا ترین عاشق درد
روزگارش شده حسرت و درد
پر شده وجودش با این افکار زرد

قصه های همیشه تکرار
دردایی که نمیشن انکار
تختی که شده جای بازی واسه
کابوسای شبونه انگار
آسمونه خاکستری پشت شیشه
که دیگه هیچ وقت عوض نمیشه
گیر کرده تو ماه آذر و می خواد
ابری بمونه واسه همیشه
روزگارش شده حسرت و درد
پر شده وجودش با این افکار زرد

روزگارش شده حسرت و درد
پر شده وجودش با این افکار زرد
بچگیش و تموم زندگیشو
جاگذاشته تو دستای سرد یک مرد
Please login to use this feature.