229  88
Hamid Askari
Bi Vafa
hamid askari bi vafa
 
تو چشات می خنده من چشام گریونه
تموم این شهر جز تو حال منو می دونه
نه می تونم رد شم ازت نه می تونی درکم کنی
تا یه دلیل ازت می خوام می خوای بری ترکم کنی

اگه بدونی که چقدر دوست دارم
مگه می تونی که بری ترکم کنی
مگه می تونی , مگه می تونی

چرا بی وفا با من توی راه نبودی
واسه دلی که عاشقته پا نبودی
هیچ جوری تو همراه نبودی

عمر منه وابسته به نفس تو بسته
با یه دل سر خورده چقدر زخم خورده
نه اونقدر احساس داری که حرفام تاثیر کنه
نه اونقدر منو می خوای نظرت تغییر کنه
اگه بدونی که چقدر دوست دارم
مگه می تونی که بری ترکم کنی
مگه می تونی
Please login to use this feature.